علي محمد ميرجليلى

258

وافي ( مبانى و روشهاى فقه الحديثى در آن ) ( فارسى )

خداوند هيچ عملى را جز با شناخت نمىپذيرد و بدون عمل نيز شناخت وجود ندارد . كسى كه خدا را بشناسد ، شناختش او را به سوى عمل ( خير ) رهنمون مىكند و آن كس كه عمل ( نيكو ) ندارد خدا را نشناخته است . آگاه باشيد كه ايمان داراى بخش‌هايى است كه مكمّل يكديگرند . « 1 » مرحوم فيض در شرح اين حديث مىفرمايد : هر مرتبه‌اى از شناخت الهى ، به انسان درجه‌اى از صفاى قلب و پاكى ضمير مىدهد و هر درجه‌اى از صفاى قلب ، انسان را به انجام اعمال و طاعات الهى وا مىدارد كه خود همين عمل ، باز درجهء بالاترى از صفاى قلبى به انسان عطا مىكند . باز اين درجه از صفاى نفس ، شناخت كامل‌ترى به انسان مىدهد و به همين صورت ايمان انسان با رشد شناخت و انجام اعمال بهتر تكامل مىيابد تا آنجا كه به مرحلهء نهايى مىرسد . در اين مرحله است كه ديگر هرگز ( از انجام اعمال خير ) احساس خستگى و سختى نكرده و خود را در كمال آرامش و امنيّت مىيابد . او به رتبهء « عين اليقين » « 2 » رسيده است .

--> ( 1 ) . همان ، ج 1 ، ص 201 . ( 2 ) . براى يقين سه مرحله ذكر شده است كه ريشهء قرآنى دارد : الف - علم اليقين . انسان در اين مرحله از دلايل مختلف و شواهد گوناگون به يك شىء ، يقين پيدا مىكند و آن را مىپذيرد ، مانند فردى كه از مشاهده دود ، به وجود آتش يقين مىكند . ب - عين اليقين . انسان در اين مرحله به درجهء مشاهدهء خود آن شىء مىرسد . به عنوان مثال ، با چشم خود آتش را مىبيند . ج - حقّ اليقين كه بالاترين درجهء يقين است . انسان در اين درجه از يقين ، به خود آن شىء مىرسد و به صفات آن متّصف مىگردد . به عنوان مثال وارد آتش شود و سوزش آن را لمس كند . ( تفسير نمونه ، ج 27 ، ص 284 و 285 . ) قرآن به اين مراتب اشاره كرده است : « كَلَّا لَوْ تَعْلَمُونَ عِلْمَ الْيَقِينِ لَتَرَوُنَّ الْجَحِيمَ ثُمَّ لَتَرَوُنَّها عَيْنَ الْيَقِينِ . » ( التكاثر / 5 - 7 ) . « إِنَّ هذا لَهُوَ حَقُّ الْيَقِينِ . » ( الواقعة / 95 . )